الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

10

الغدير ( فارسي )

صاحب زمين كشت دروده و صاحب غنيمت ( 1 ) را ( در آن ) داخل كن و بپرهيزم از شتران پسر عفان ( 2 ) ( عثمان ) و شتران پسر عوف كه اگر هم شترانشان هلاك شود بر مىگردند به سراغ نخلستانها و كشتزارهاشان و صاحب زمين كشت دروده و صاحب غنيمت ، نانخورانش را مىآرد و مىگويد : « اى امير مؤمنان ! » يعنى من آنان را رها مىكنم ؟ پدر مباد تو را . تا پايان ( 3 ) . اين قانون در ميان مسلمانان مورد اتفاق بود تا عثمان به خلافت رسيد و چنانچه در انساب بلاذرى 5 / 37 و سيرهء حلبى 2 / 87 آمده - به جاى چراگاه براى شترانى كه به صورت ماليات گرفته مىشد - براى خود چراگاهى برگزيد - يا چنان چه در روايت واقدى آمده براى خود و حكم بن ابى العاص . - يا هم براى خود و هم براى او و هم براى همه ى امويان چنان چه در شرح ابن ابى الحديد 1 / 67 آمده كه مىنويسد : عثمان چار پايان همه ى مسلمانان را از استفاده از چراگاه پيرامون مدينه محروم ساخت مگر آن چه از آن بنى اميه بود و در ص 235 آورده است كه واقدى گفت : عثمان ربذه و شرف و نقيع را قرق كرده بود و در چراگاه هيچ شترى و اسبى از آن او و بنى اميه گام نمىنهاد تا بازپسين روزگار ، منطقه ى شرف ( 4 ) را چراگاه اختصاصى شتران حكم بن ابى العاص و شتران خودش گردانيده بود - كه شتران خودش هزار شتر بود - و منطقه ى ربذه ( 5 ) را نيز چراگاه اختصاصى شترانى گردانيد كه به صورت زكات گرفته مىشد و منطقه ى نقيع را چراگاه اختصاصى گردانيد براى اسبهاى جنگاوران اسلام و اسبهاى

--> ( 1 ) شايد كسانى باشد كه زندگىشان از راه غنائم جنگى مىگذرد و اگر غنيمت را مصغر بگيريم مىشود : صاحب گوسفندان ناچيز . ( 2 ) در عبارت ابو عبيد - به جاى بپرهيزم از شتران پسر عفان - آمده است : سخن از شتران پسر عفان را براى من رها كن . ( 3 ) صحيح بخارى 4 / 71 ، الاموال از بو عبيد ص 298 ، كتاب الام 3 / 271 ( 4 ) در ميانه ى نجد بود و به گفته ى بخارى با سين بىنقطه است و در موطأ ابن وهب مىخوانيم : « شرف با شين نقطه دار و فتح راء » و درست همين است « معجم البلدان » . ( 5 ) ربذه در همان شرف ياد شده و چراگاه اختصاصى دست راست است